.
بافته ی موهایم را باز می کنم
موج می زنم در باد
.
دختری می شوم تازه بالغ
شرم زده از برآمدگی های تازۀ زنانه
.
موهایم شانه می شود لای نگاهت
فکرت را می خوانم
دستهایت که بر هم می فشاری . .
.
می دوم از پیشت
حسودت می کنم
پَسَت می زنم
باز جلو می کشم
.
موهایم را می بافی
نفس هایت به شماره می افتند
می شمارمشان
.
غرق نشوی در فکرهای زیبا . . !
.
.

















