• ۲ شهریور ۱۳۸۹ | شعر | ۲ نظر

    .

    بی خواب

    در بستر

    هم آغوش بکارتی ناخواسته

    .

    حوّا گونه

    داوطلبم

    .

    شیطان!

    این سیب های ممنوعه کدامینند؟

    .

    مشق سیاه بختی به هزار باره نوشتن چه سود؟

    .

    شور گناه

    و

    لذت سرکشی به کنار

    .

    نقش زنانگی مگر از ابتدا چه بود؟!

    .

    Shattered

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ | هیچ | ۲ نظر

    .

    بافته ی موهایم را باز می کنم

    موج می زنم در باد

    .

    دختری می شوم تازه بالغ

    شرم زده از برآمدگی های تازۀ زنانه

    .

    موهایم شانه می شود لای نگاهت

    فکرت را می خوانم

    دستهایت که بر هم می فشاری . .

    .

    می دوم از پیشت

    حسودت می کنم

    پَسَت می زنم

    باز جلو می کشم

    .

    موهایم را می بافی

    نفس هایت به شماره می افتند

    می شمارمشان

    .

    غرق نشوی در فکرهای زیبا . . !

    .

    .

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati