.
موهایم فِر خورده لای دست و پای مرد
همچو پیچکی، رونده ای . .
.
حسرتا
.
مرد بی تفاوت است
با خشونتی غریب می رود
.
تابِ طره ها چونانِ هیبتش به جاست . .
.
آه، مرد
رفتنت
بسی ز مردنت مقابلم . . !
دو
دو
خرداد
دو
دو
سه
هفتاد و شش
هشتاد و هشت
دو
.
.
هیچ
هشتاد و نه
هیچ
هیچ
…




