.
به گوشم غمی زمزمه می کنی
زخمت را به خنده گرفته ام
.
مشو، متأسفم، خشمگین
داده اند واژه ها به گوشهایم نظم را از دست . .
.
فرق صحیح و غلط را
. . آیا
. . . تو می توانی اَم گفت ؟
.
بنگر به خنده های دروغینم :
خط کنار لبانم امضای خوشبختی نیست
.
اینجا من و دروغ با هم تو می گوییم . .
. . با هم هماره می خندیم
. . با هم، همه، حماقتهایمان را مدام می بالیم
.
شرمنده
نظم واژه ها
ساختار زبان
همه در بی قانونیِ ذهن من غرقند
.
فرق میان حس نگاه تو وان غریبه
. . . .نیز . . .














