• ۱ مرداد ۱۳۸۸ | هیچ | ۶ نظر

    .

    متأسفم

    اگر اشک های ما تنها حباب های پلاستیکی توخالی اند

    .

    متأسفم

    برای هزار آرزوی بزرگمان

    که همچنان که روزها می گذرند،

    در ذهن ما

    تبدیل به خاطرات دور و ساده ای می شوند

    کارهای سخت، ناممکن .. .

    .

    متأسفم

    .

    اما

    .

    فراموش نمی توانیم کردن و رفتن

    .

    بیا خرده نیروی کوچکمان را به هم گره بزنیم

    بیا برای دست های کوچک آینده جایی برای گرفتن بسازیم

    بیا کاری کنیم آخر

    بیا .. .

    .

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • ۱۶ تیر ۱۳۸۸ | کوتاه نوشته‌هام | ۳ نظر

    .

    صدام را به صدات گره می زنم :

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . فریاد شو . .

    .

    .


    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati