جغد می شوم
به تماشای چشم های نیم بسته ات
تمام شب
دستهات را تمنا می کنم
نگاهت را
کورمال، در تاریکیِ جاده ی غریبی پا می گذارم
پی ِ محبت دریغ کرده ات از من،
سوی صدای دیگری می روم
کورمال در تاریکی بی سرانجامی پا گذاشته ام
در تمنای دستهایت
سوی دستهای دراز شده ی دیگری می روم
کورمال
بی نشانی
راه بی برگشت زندگی را طی می کنم
در تمنای لحظه ای با تو . . .





