• ۳۰ تیر ۱۳۸۹ | شعر

    ریز ،

    ریز

    نه چونان آینه ای خرد شده

    .

    همچون یخ

    ………… ابتدای بهار

    .

    آه

    …..عزیزترینم

    .

    بی آن که لذتی

    ………..بی آن که حس خوب

    ………..………..……….. رضایتی

    چون حفره ای تهی

    محض تو، محض مردانگی، محض خیال . . !

    .

    بگذار

    …….. ما را بهار

    …….……….. جوانه زند

    .

    بادی

    ……….. مگر

    ………..……….. جدایمان کند

    .

    ………..خاکی

    ………..……..تگرگی

    ………...………..………. روییدنی

    شاید . .

    .

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati

    نوشته شده توسط admin در ۱۱:۳۴ ب.ظ

  • نظر خود را ارسال کنید.



    توجه: نظر شما بعد از ارسال منتظر تاثید مدیر سایت ‌می‌ماند. ممنون از ارسال نظر شما!