.
منجوق دوز
آسمان شب
سوزنی به چشمم فرو رفته
صورتم خیس . .
روزهاست؛
اکلیل های آسمان
که
دیگر
نمی خندند
نوشته شده توسط admin در ۱۲:۲۴ ق.ظ
چشمم لای کلمه هات به اینور و اونور پرتاب میشه نمی دونم تو خیالم، وقتی این شعر رو می خونم باید به کجا نگاه کنم…آسمون؟ ستاره ها؟ سوزن و انگشتام؟سوزن و چشم تو؟ لبخند نداشته تو؟اشکی که از نوک دماغت می چکه روی دامنت؟کجا؟ این نگاه گیج می زنه…
به هیچ جا امین. چشماتو ببند فقط. شعر هم گیجه، مثل نویسندش، مثل تو!
در ورطۀ نابودی میان این بی شمارانِ پراکنده، همه مان گیجیم؛ بی لبخندی، حتی گریه ای، اشکی
خواب هایم آشفته ست . .
خوب بود خوشم اومد سلام یعنی من وقتی یه کتابیو معرفی می کنم هستن کسایی که توی لیستشون می نویسن؟ بابا دممون گرم!
این اکلیل دقیقا چیه؟ سلام
ستاره ها، شاید اکلیل های آسمان باشند :) شاید اشک های آسمان باشند شاید
نام:
ایمیل:
وبسایت:
توجه: نظر شما بعد از ارسال منتظر تاثید مدیر سایت میماند. ممنون از ارسال نظر شما!
۲۸ آبان, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۲ ق.ظ
چشمم لای کلمه هات به اینور و اونور پرتاب میشه
نمی دونم تو خیالم، وقتی این شعر رو می خونم باید به کجا نگاه کنم…آسمون؟ ستاره ها؟ سوزن و انگشتام؟سوزن و چشم تو؟ لبخند نداشته تو؟اشکی که از نوک دماغت می چکه روی دامنت؟کجا؟ این نگاه گیج می زنه…
۲۸ آبان, ۱۳۸۸ در ۱:۲۸ ق.ظ
به هیچ جا امین. چشماتو ببند فقط.
شعر هم گیجه، مثل نویسندش، مثل تو!
در ورطۀ نابودی میان این بی شمارانِ پراکنده، همه مان گیجیم؛
بی لبخندی،
حتی
گریه ای، اشکی
خواب هایم آشفته ست . .
۳ آذر, ۱۳۸۸ در ۱:۰۳ ب.ظ
خوب بود خوشم اومد
سلام
یعنی من وقتی یه کتابیو معرفی می کنم هستن کسایی که توی لیستشون می نویسن؟ بابا دممون گرم!
۹ آذر, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲ ق.ظ
این اکلیل دقیقا چیه؟
سلام
۱۵ آذر, ۱۳۸۸ در ۸:۰۶ ب.ظ
ستاره ها، شاید اکلیل های آسمان باشند
:)
شاید اشک های آسمان باشند
شاید