• ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ | شعر | ۵ نظر

    .

    نمی شکنم

    می دانی؟

    عروسک های پارچه ای سبز، نمی شکنند

    .

    .

    بیچاره دست نوشته کوچکم میان هزار برگه سبز کوچک درون صندوق

    .

    نمی شکنم

    آخر

    عروسک های پارچه ای که نمی شکنند . .

    .

    the-color-of-winter

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ | هیچ | ۲ نظر

    .

    سبز را و سیاه را به عزا نشسته ایم

    این مرگ خنده و امید من و توست

    .

    خون را به نظاره بنشین

    و

    پایان . .

    .

    .

    .

    .


    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ | کوتاه نوشته‌هام | ۴ نظر

    .

    کاش این کابوس ها تمام شود . . . .

    .

    سبز شده ایم

    شعر بودن می خوانیم

    شعر خوب بودن

    کاش کابوس دیوانه تمام شود . .

    کاش جوانه برویَد

    می بینمتان پای صندوق های رای . . .

    .

    foundspace

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • !

    ۸ خرداد ۱۳۸۸ | کوتاه نوشته‌هام | ۴ نظر

    .

    اوه آقا،

    . . . . . . دلتان را چگونه مال خودم کنم؟

    .

    . . . .آقا،

    . . . . . . به چه،

    . . . . . . . . . . . . می دهیش به من آیا ؟

    .

    .rouge

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati