• ۳۰ فروردین ۱۳۸۸ | شعر

    .

    یک دشت قاصدک را فوت می کنم

    . . . . . . . . . . . . . . با پیامی چنین که :

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . دوستت می دارم

    .

    ——————————————————–

    بگذار کمی برقصم میان دست هات

    بخوابم روی سینه ات

    و زل بزنم به چشم های بسته . .

    .

    بگذار دست هایم را باز، قفل کنم میان دست هات

    و پاهات را با گرمیِ تنم بسوزانم

    .

    بگذار گیتارت را بردارم

    آهنگ های عاشقانه بزنم

    و لبخندت را تا هزار روز به خاطر بسپارم

    .my-small-planet

    بگذار

    کمی صبر کن

    تا با تمام وجود به خاطر بسپرمت

    بگذار . . .

    .

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati

    نوشته شده توسط admin در ۱۰:۳۶ ب.ظ

  • ۳ نظر

    WP_Modern_Notepad

    نظر خود را ارسال کنید.



    توجه: نظر شما بعد از ارسال منتظر تاثید مدیر سایت ‌می‌ماند. ممنون از ارسال نظر شما!