• ۲۶ دی ۱۳۸۷ | شعر

    .

    زخمه بر سیم ها می زنم

    . . .  . . . . . . . . ناله های خونینش را . . .

    .. . چیزی در من تکان می خورد

    .

    به نگاه های معصومانۀ هزار کودکی فکر می کنم که تا کنون در من جان داده اند . .

    .

    . .

    دیوانه می شوم

    . . .. . . . و

    …………..سیم ها همچنان می لرزند

    .

    انگار کسی درونم حرف می زند

    .

    .

    . . . .. . . و من گریسته ام

    . . . . . . . . . . . . . . . . هزار بار

    . . . . .. . زیر نور ماه و در انعکاس شب تاریک

    .

    من مادر هزار کودک مرده ام

    . . مادر هزار دهان باز که در انتظار نوک پستان هایم

    . . . . . .. . . . . . .. . . . . . . . . . . . . . . . . نَگریسته اند هنوز

    .

    زنی هستم :

    . . . . . . . . . بی دردسر

    .

    . . . . . . در آغوش پر شهوت مردها . . .

    .

    .

    .

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati

    نوشته شده توسط admin در ۲:۲۴ ب.ظ

  • ۴ نظر

    WP_Modern_Notepad
    • احمد

      غمی بزرگ در شعر وجود داره، به راحتی نمی‌شه ازش عبور کرد. روان مثل آب، سوزنده مثل نیش، ولی من به حقیقت “مادر” و “زن” نمی‌تونم پی ببرم. البته از ترکیب بدیع این دو واژه نمی‌شه گذشت. “کودک” به همراه “پستان” بار معنایی رو دو چندان کرده و اما … “شهوت” سبکی شعر رو بی‌نهایت با سنگینی “پر” کرده. با این حال “زن” ظاهرا شکایتی از وضع موجود نداره چون با ” آغوش” مردان راحته.
      تاکید بر “من” شعر بی‌اندازه بر وجه غالب ماجرا اضافه کرده. کمتر می‌شه تصور کرد که زن در عین حال مادری باشه که هم‌چنان از کودکان ناگریسته رنج می‌بره و در عین حال موجودیت خودشو رو در آغوش مردان به راحتی می‌پذیره، شاید طعنه‌ای باشه به نقش “زن” و نقش “مادری”، حداقل برای من این دو طوری نمود دارند، با این وجود گیراست و در عین حال شاکی، از فقدان توجه با صدای درون، شاید ناشی ار نوعی تخلیه درون هستند.
      “ناله‌های خونینش” باید به جایی برگرده، ذهنم دنبالشه، تا پیداش کنم، زمان لازم دارم….

    • شاه رخ

      چقد قالب اینجا به هم ریخته س
      سلام

    • آرش

      سلام. نظرمو ایمیل کردم نمی دونم خوندی یا نه . نظر احمد هم جدی بود و قابل خوندن . معدود نظرایی اینجورین .
      ————————————————————————————
      ما بخایم صدای ساز تو بشنویم کیو باید ببینیم؟ کنسرتی ، کافه ایی ، گروه دانشجویی ی ، …

    • babak

      اولا مگه شما در نوشته هات سوال مطرح میکنی که اسم نظرخواهیتو گذاشتی پاسخ؟
      ثانیا من که یک کلمه هم از نظر احمد چیری نفهمیدم. به خصوص از اون قسمت “وجه غالب قضیه” :)))
      بر عکس من اصلا فکر نمیکنم این زن اصلا از وضعیت فعلی راضی باشه و در واقع داره گریه میکنه یا درد دل یا شکوه.

    نظر خود را ارسال کنید.



    توجه: نظر شما بعد از ارسال منتظر تاثید مدیر سایت ‌می‌ماند. ممنون از ارسال نظر شما!