• ۱۴ دی ۱۳۸۷ | شعر

    قطره قطره احساس می چکد از نوک سینه هام

    بر خاک محبتی که کاشته ام پاهام را در آن

    شبی طولانی ست؛

    و من از حس رویشی مداوم و ساکت لبریز گشته ام

    بی نیاز از باران تو،

    بی نیاز از آفتاب نگاه روشنت،

    غرق خیال مبهمی،

    سبز می شوم

    اندام من جوانه های رویش پنهانی را تحمل می کند

    که تو را از درون خودش بیرون رانده ست

    یگانه می شوم

    آری

    آری

    فراموشم کن . . .

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati

    نوشته شده توسط admin در ۳:۴۰ ب.ظ

  • یک نظر

    WP_Modern_Notepad

    نظر خود را ارسال کنید.



    توجه: نظر شما بعد از ارسال منتظر تاثید مدیر سایت ‌می‌ماند. ممنون از ارسال نظر شما!