دستم را سخت می فشرم میان فرو رفتگی پهلوهات
دستت را نرم گذاشته ای بر پشتم
می فشارمت ، در انتظار عصارۀ جانت ، سخت
می مکم پوستت را مثل زالوی نرم
آه نمی کشی
نمی دانی
که من از جنس نیلوفرم و
تو
قربانی خاموش . . .
دستم را سخت می فشرم میان فرو رفتگی پهلوهات
دستت را نرم گذاشته ای بر پشتم
می فشارمت ، در انتظار عصارۀ جانت ، سخت
می مکم پوستت را مثل زالوی نرم
آه نمی کشی
نمی دانی
که من از جنس نیلوفرم و
تو
قربانی خاموش . . .
از انگشت هام می چکی حین ِ ساز زدن
باز آواز تو را نواخته ام ! ؟

سایه می شوم ،
بر زمین ،
به دنبال تو .
فرار نکن از من
که محتاج تو اَم . .





