• ۲۲ آذر ۱۳۸۶ | شعر | بدون نظر

     

    اصرار داشت

    همیشه می خواست قول بگیرد که خیانت نخواهم کرد به او

    بارها گفته بود

    هیچ وقت قول ندادم

    لیک

    هرگز خیانت نکردم

     

    با شرم ، خواسته بودم که دوستم داشته باشد

    چند بار

    همیشه خجالت زده از خود

                               او قول داده بود

     

    سرنوشتی که او رقم زد برای ما این بود :

    من، تنها مانده در پشت، او به قول خودش خیانت کرده به من،

     

                                       دیگر دوستم ندارد . . .

     


     

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • ۱۸ آذر ۱۳۸۶ | شعر | بدون نظر

     

    با قلب شکسته ام چه کنم ؟

    فرار نمی توانم کرد که بسته پاهام به امتداد نگاه تو

    با فکر خسته ام چه کنم ؟

    فرار نمی توانم کرد که محصور دست های مهربان تو گشته ام

    می دوم و باز، زنجیر سخت تو باز می گردانتم

    بگو چه کنم ؟


     

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati
  • ۵ آذر ۱۳۸۶ | شعر | بدون نظر

     

    ترجمان جدید دلداده ام از عشق :

     

                        اضطراب ، شهوت ، تنفر . . .


    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati