• ۱۶ فروردین ۱۳۸۶ | شعر

     

    حشره کوچک کنار پای من دست و پا می زد . به پشت افتاده بود و تقلا می کرد. کمکش کردم ،  روی پاهایش ایستاد و پرواز کرد  . . .

    پروانه سفیدی پرواز می کرد. دنبالش کردم ، مدام از این شاخه به آن شاخه می پرید. کنار پایم که نشست ،  دوباره دیدمش :  حشره بود که دست و پا می زد .  دوباره برگرداندمش .  این بار کمی پرواز کرد و خودش را دوباره به زمین کوفت .

    یک بار دیگر  . . .

    کمی تامل کردم .  پروانه رفته بود.

    پایم را روی حشره گذاشتم :   قرچ !

     

     

     

     

     


     

    • Digg
    • del.icio.us
    • Facebook
    • email2friend
    • Print this article!
    • Technorati

    نوشته شده توسط admin در ۵:۰۹ ب.ظ

  • نظر خود را ارسال کنید.



    توجه: نظر شما بعد از ارسال منتظر تاثید مدیر سایت ‌می‌ماند. ممنون از ارسال نظر شما!